جوجه ی دوم

سلااااام جوجه ی نود و پنجی

بعله !!!

سلام نود و پنج

بهار از راه رسیده و مشغول دید و بازدید است

من أمسال مهمونی نرفتم جز خونه بابا مامانها و مادربزرگام

از یکم رفتیم شمال تا سیزدهم!

دلم برأی فأمیل ها تنگ شده

من آدمِ مهمون بازی هستم

اینجوری عید رو دوس ندارم بگذرونم. ولی اینبار رو نتونستم حریفِ خروس بشم!

باید مهمونی بدم و مهمونی برم ولی فک میکنم تو خودِ ایام عید مزه ش بیشتره،نه؟!!

شما ها خوبیدددد

نود و پنجً  رو با عشق شروع کنید پلیززززز!

برأی عشقی که أینجا را نمی خواند

♥️♥️من بلد نیستم دوستت نداشته باشم♥️♥️

♥️♥️بلد نیستم حرف دلم را نگم♥️♥️


♥️♥️

♥️♥️حتی بلد نیستم نگم می خوامت وقتی می خوامت♥️♥️

♥️♥️بلد نیستم نخندم وقتی باتوم♥️♥️


♥️♥️

♥️♥️حتی اخم کنم وقتی ناراحتم♥️♥️

♥️♥️من هیچ کار مهمی را بلد نیستم جز دوست داشتن تو♥️♥️



عشقم، تمومِ زندگیم

بابت امسال و باز هم عاشقی مداوم و پر رنگت ممنونم 

دوستت دارم عزیزم ...

عاشقانه ترین جمله إز یک جوجه

- پیشِ  بابا میخوابی،بهش نچسبیااااااا

تو هم مریض میشی!

آخرین نفس های سال

روزهای رفته ی سال را ورق میزنم....
چه خاطراتی که زنده نمیشود....
چه روزهایی که دلم میخواست تا ابد تمام نشود...
وچه روزهایی که هر ثانیه اش 1سال زمان میبرد...
چه فکر ها که آرامم کرد و چه فکر ها که روحم راذره ذره فرسود....
چه لبخند های که بی اختیار بر لبانم نقش بست....وچه اشک هایی که بی اراده از چشمانم سرازیر شد...
چه آدم هایی که دلم را گرم کردند....وچه آدم هایی که دلم را شکستند....!
چه چیز هایی که فکرش رو نمیکردم و شدوچه چیزهایی که فکرم را پر کرد و نشد....
چه آدم هایی که شناختم وچه آدم هایی که فهمیدم هیچگاه نمیشناختمشان....
وچه...
وسهم من یک سال دیگر هم یادش بخیر می شود...
کاش ارمغان روزهایی که گذشت آرامشی باشد از جنس خدا.....



*خونه تکونی تموم شده تقریبن
هفت سین اماده ی چیدن ه
سبزه در حال جوانه زدن
و من در شروع دوباره ی زندگی عاشقانه ام...