دست از سرمون بردارررررر

میدونم بعد مدت ها نباید بیام ناله کنم ولی... من دلم سفر میخاد 

شن و آب بازی  و خرید میخواد. دلم غذای هواپیما میخواد. 

دلم ی زندگی معمولی بدون استرس میخاد

دلم یه عالمه بغل های محکم و بوس های آبدار میخاد

من از مشت کردن دستام و کوبیدن به دست عزیزهام، متنفرم

من از ماسک و الکل متنفرم

من از خونه موندن و افسردگی متنفرم

دارم کم میارم 

اشک تند تند جمع میشه تو چشام 

من آدم این مدل زندگی نیستم 

همه ما رو به سفرهای یهویی و کارای سورپرایزی و شلوغی میشناسن

حال دلم بده

کرونا سر جدت دست از سرمون بردار

من دارم کم میارم و این نشونه خوبی برام نیس!

1400

سلااااااام مهربونای عزیزم

عیدتون مبارک

الهی  ک بهترین سال زندگیتون باشه 

پر از خوشی، سلامتی و پول


الهی ک مث سال قبل ، پر از اضطراب و ترس و گوشه گیری نباشه

الهی ک بشه همدیگه رو بغل کرد

الهی ک دلخوش باشیم به این زندگی تو ایران

الهی ک خدا بیشتر هوامون رو داشته باشه ....

پرکشیدن فرشته ها

پارسال همین موقع ها، قضیه رفتن ما به کانادا رسید ب بن بست و ما موندیم... اگه رفته بودیم و مث فرشته های بی گناه با هواپیمای اوکراینی پر میکشیدیم....

فک میکنم من ک رفته بودم و یقه خدا رو بابت این بیشرفا گرفته بودم اما خانواده ام چی میشدن؟؟ چی میکشیدن؟؟ 

قلبم آتیش میگیره ... خدایاااااااا گاهی فک میکنم تو هم با اونایی!!!

چرا سکوت کردی؟ سیصد روز گذشته و کسی شرمنده نشده!!! کسی ککش هم نگزیده!!! خدایاااااا اگه ظلم اینقدر راحت و بی جوابه، ما رو هم بی وجدان کن تا ظلم کنیم... خدایاااااا تو خدایی خب... من الان از تو توقع نداشته باشم ، از کی توقع کنم؟؟؟ خدایااااا... خدایاااا... خدایااااا

این روزها...

یکی اون کنترل. رو بده ب من

بزنم بره جلو این روزای بی مزه و ساکن!

چطوری این روزا اینجوری زندگی کردن رو ، طاقت میاریم؟؟؟!!!!

سپید موی من...

چن وقت پیش ، ی موی سفید لابلای موهام دیدم

چن انگشت پایین تر از جلوی سرم!

شوکه شدم... بغض کردم و به مردی نشون دادم

-و از اونجایی ک خانوادگی زود مو سفید کردن- خیلی عادی گفت اااا به سلامتی!!! نکنی ها!!!!

انقد عادی و بی اهمیت جلوه داد ک

من نتونستم مث همیشه بغض رو تبدیل ب گریه کنم!


و امروز دوباره مو سفید دیدم 

فک کردم همون قبلی هس

ولی وقتی موهام رو از وسط باز کردم دیدم نه! جدیده .... یکی اینوره و یکی اونور....

انگاری باید قبول کرد ک بعد سی سالگی باید چیزای جدید دید و باهاشون کنار اومد

دارم فک میکنم باید موهام رو ک سه چهار سالی میشه رنگ نمیکردم ، رو رنگ کنم

دارم فک میکنم کاش اون سالهایی ک موهام رو هی رنگ میکردم ، میذاشتم مشکی بمونه و الان بجاش تند تند رنگ کنم...


باشه.    باشه.     قضیه الان برای من هم عادی شده، نیا بگو چیزی نیس

همیشه اولین ها چیزی هس! احساس میکنم دارم پیر میشم!! اون شال پشمی من کجاس؟....!!!!!